منو

صخره سرخ

نبرد ها
نبرد صخره سرخ

نبرد صخره سرخ که در زبان چینی به « چی بی» (Chi Bi) معروف است، در زمستان سال ۲۰۸ میلادی روی داد و بدون شک یکی از مهم‌ترین، سرنوشت‌سازترین و تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ نظامی چین و حتی جهان به شمار می‌رود. این نبرد نه تنها تعیین‌کنندهٔ ساختار سیاسی سه پادشاهی و تثبیت تقسیم چین به سه بخش مجزا بود، بلکه به عنوان یک شاهکار بی‌نظیر در زمینهٔ استراتژی نظامی، جنگ‌های دریایی و استفاده هوشمندانه از عناصر طبیعی (آتش و باد) در تاریخ جهان ثبت شده است. در این نبرد حماسی، نیروهای متفق شو هان و وو به فرماندهی ژو یو، ژوگه لیانگ و لیو بی، با استفاده از هوش سرشار، حیله‌ای حساب‌شده و شجاعت بی‌نظیر، ارتش عظیم و مغرور سائو سائو را که برای یکپارچه‌سازی چین به جنوب لشکرکشی کرده بود، در هم کوبیدند و رویای او را برای همیشه نقش بر آب کردند. در سال ۲۰۸ میلادی، سائو سائو پس از شکست دادن رقیب قدرتمند خود، یوان شائو، در نبرد گواندو و تثبیت کامل قدرت خود در شمال چین، نگاه طمع‌آمیز خود را به جنوب معطوف کرد. او که خود را قدرتمندترین فرمانروای چین می‌دانست، تصمیم گرفت آخرین موانع بر سر راه خود را از میان بردارد: لیو بی که در استان جینگ پناه گرفته بود، و سون چوان که بر سرزمین‌های جنوب شرقی (وو) حکومت می‌کرد. سائو سائو با ارتشی عظیم که به گفتهٔ منابع تاریخی بیش از ۸۰۰ هزار نفر (هرچند مورخان امروزی این عدد را اغراق‌آمیز می‌دانند و آن را حدود ۲۲۰ تا ۲۵۰ هزار نفر تخمین می‌زنند)، به سمت رودخانه یانگ‌تسه، بزرگترین و مهم‌ترین آبراه چین، حرکت کرد. او با نوشتن نامه‌ای به سون چوان، او را تهدید کرد که اگر تسلیم نشود، با تمام قدرت به او حمله خواهد کرد. سون چوان، که در آن زمان جوانی ۲۶ ساله بود، با مشاورهٔ ژو یو (فرماندهٔ نیروی دریایی خود) و همچنین لو سو (دیپلمات برجسته‌اش)، تصمیم گرفت در برابر این تهدید بزرگ بایستد و تسلیم نشود. ژو یو و لو سو به سون چوان استدلال کردند که سائو سائو اگرچه قدرتمند است، اما سربازانش که از شمال آمده‌اند، به آب و هوای گرم و مرطوب جنوب عادت ندارند و به بیماری‌های واگیردار مبتلا شده‌اند. همچنین آن‌ها تجربهٔ کافی در جنگ‌های دریایی ندارند و این ضعف بزرگی است. از سوی دیگر، لیو بی که از حملهٔ سائو سائو به شدت آسیب دیده بود، با فرستادهٔ خود ژوگه لیانگ، با سون چوان وارد مذاکره شد و پیشنهاد اتحاد داد. این اتحاد بین شو و وو، ابتکار عمل را از سائو سائو گرفت و زمینهٔ یک رویارویی تاریخی و سرنوشت‌ساز را فراهم کرد. استراتژی نظامی در نبرد صخره سرخ، نمونه‌ای بی‌نظیر از خلاقیت، نبوغ و برنامه‌ریزی دقیق است. نیروی دریایی سائو سائو که از سربازان شمالی و اهل دشت‌ها تشکیل شده بود، به شدت از بیماری‌های ناشی از گرما و رطوبت و همچنین بی‌تجربگی کامل در نبردهای آبی و دریایی رنج می‌برد. بسیاری از سربازانش دچار دل‌پیچه، تب و مالاریا شده بودند و توانایی جنگیدن نداشتند. به همین دلیل، سائو سائو برای کاهش اثرات موج‌زدگی و افزایش پایداری کشتی‌ها، دستور داد که کشتی‌های خود را با زنجیرهای آهنی بزرگ به یکدیگر متصل کنند تا مانند یک سکوی ثابت و شناور بر روی آب عمل کنند. این تصمیم که به ظاهر هوشمندانه بود، بزرگ‌ترین و مرگبارترین اشتباه استراتژیک او شد و نقطه‌ضعف اصلی و آسیب‌پذیرترین بخش ارتشش را شکل داد. ژو یو و ژوگه لیانگ با زیرکی تمام، این اشتباه بزرگ سائو سائو را شناسایی کردند و نقشه‌ای حساب‌شده و دقیق برای حملهٔ آتشین طرح‌ریزی کردند. یکی از مشهورترین و درخشان‌ترین حیله‌های این نبرد، داستان «کمبود تیر» و سپس «تغییر جهت باد» است. ژوگه لیانگ که به هواشناسی و الگوهای آب‌وهوایی منطقه تسلط داشت، پیش‌بینی کرد که در شب حمله، باد شدید جنوبی خواهد وزید. او ابتدا با استفاده از قایق‌های پوشیده از نی و پارچه، در مه غلیظ صبحگاهی به سمت کشتی‌های دشمن حرکت کرد و با ایجاد سر و صدا، نیروهای سائو سائو را وادار به شلیک انبوه تیر به سمت قایق‌ها کرد. این حیله که به «قرض‌گرفتن تیرهای دشمن با قایق‌های نی» معروف است، نه تنها تیرهای لازم برای حملهٔ بعدی را تأمین کرد، بلکه روحیهٔ دشمن را نیز تضعیف نمود. در شب تاریک و باد‌شدهٔ حمله، ژو یو و ژوگه لیانگ چندین قایق کوچک و سریع را پر از نی، هیزم، روغن و مواد آتش‌زا کردند و آن‌ها را به سمت ناوگان به هم زنجیر شدهٔ سائو سائو هدایت نمودند. با رسیدن قایق‌ها به کشتی‌های دشمن، آن‌ها را به آتش کشیدند و باد شدید جنوبی، شعله‌های عظیم آتش را به سرعت به سمت کشتی‌های زنجیرشدهٔ دشمن راند. در عرض چند ساعت، ناوگان عظیم شمالی‌ها در آتش سوخت و نابود شد. دود غلیظ و شعله‌های سرخ، آسمان شب را روشن کردند و وحشت و آشوب در میان سربازان سائو سائو موج زد. بسیاری از سربازان در آتش سوختند، بسیاری در آب غرق شدند و بسیاری نیز در هراس و گیجی، به دست نیروهای متفق کشته یا اسیر شدند. فرار سائو سائو از دل این فاجعهٔ عظیم، خود داستانی حماسی و پرماجراست. او با تعداد انگشت‌شماری از سربازان و فرماندهان وفادارش، از میان دود و آتش و باتلاق‌های خطرناک هوآ‌رونگ گریخت و در این راه با حملات مکرر و غافلگیرانهٔ نیروهای شو و وو مواجه شد. ارتش لیو بی، به فرماندهی گوان یو، تلاش کرد تا راه فرار او را ببندد و او را به دام بیندازد، اما سائو سائو با حیله، تطمیع و دوراندیشی‌اش، توانست از این کمین خطرناک نیز جان سالم به در ببرد و خود را به شمال برساند. با این حال، شکست فاجعه‌بار در صخره سرخ، برای همیشه آرزوی او برای فتح یک‌بارهٔ چین و ایجاد یک امپراتوری یکپارچه را نقش بر آب کرد و او تا پایان عمر، هرگز نتوانست برای فتح جنوب، این ضربهٔ مهلک را جبران کند. پیامدهای نبرد صخره سرخ، عمیق، گسترده و ماندگار بود و تاریخ چین را برای همیشه تغییر داد. این نبرد به طور عملی و غیرقابل‌انکار، تقسیم چین را به سه پادشاهی مستقل و رقیب تثبیت کرد. سائو سائو در شمال ماند و هرگز نتوانست دوباره به جنوب حمله‌ای جدی کند. وو و شو هان نیز با این پیروزی درخشان، استقلال و موجودیت خود را تضمین کردند. در واقع، اگر این نبرد به پیروزی سائو سائو می‌انجامید، تاریخ چین به شکل کاملاً متفاوتی رقم می‌خورد و شاید خبری از سه پادشاهی و شخصیت‌های بزرگ آن نبود. به همین دلیل است که نبرد صخره سرخ را باید یکی از سرنوشت‌سازترین و درس‌آموزترین نبردهای تاریخ بشر دانست. این نبرد به وضوح نشان داد که هوش، دوراندیشی، اتحاد و بهره‌گیری از نقاط ضعف دشمن، گاهی بیش از تعداد سربازان و تسلیحات، در میدان جنگ تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است.